آخر هفته ی پر دردسر
سلام به همه ی دوستای گلم و آقا پسر از گل بهترم آراد خان هفته ی قبلی که بر ما گذشت از شما چه پنهان اصلا خوب نبود و بسیار بسیار سخت گذشت. روز سه شنبه که از محل کار به خانه بازگشتم دیدم ای داد و بی داد یه کمی تن آقا آراد ما گرمه و هر چقدر که من میگفتم گرمه با مخالفت دیگران روبرو میشدم که اینطور نیست و ما هم قبول کردیم. تا اینکه نیمه های شب بود برای اینکه به پسری شیری بدهیم از خواب بیدار شدم و دیدم به به آراد خان تب دارند و ساعت های 2:30 بود که با همسر مهربان راهی بیمارستان طبی کودکان شدیم و از آنجا که در آن موقع شب خبری از دکتر متخصص نیست گفتند که چیز خاصی نیست و راهی خانه شدیم. چارشنبه و روز پنج شنبه اوضاع پسر بد نبود ولی شب ب...









